سلام مهمان گرامي؛
به بزرگترین انجمن تفریحی افغانستان و ایران sat2hd
خوش آمدید

براي مشاهده بزرگترین سایت ماهواره افغانستان و ایران از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
فروش اکانت جی شیر









فروش اکانت جیشیر، (Gshare.ir) با کيفيت ترین اکانت و ارزان ترین و مطمئن ترین و تنها اکانت رسمی دنیا
باز کردن کلیه کانالها درتمامی جهات 3d-hd
برای خرید فقط و فقط از سایت اصلی شرکت اقدام فرمایید. شرکت جیشیر (Gshare.ir) جز در سایت رسمی که تبلیغاتش را در سایت میبینید ، هیچ سایت دیگری ندارد
آدرس سایت رسمی شرکت : WWW.GSHARE.IR
شرکت جیشیر(Gshare.ir) اکانت های زیر یک سال ندارد
مواظب سایتهای کلاه بردار باشید


فعال کردن آمار انجمن

صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 19
  1. Top | #1
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض عجیب ترین نقطه ها روی کره زمین !!!

    جهان سرشار از شگفتی است, سرشار از عجایب و انسان تنها ناظری است که با حیرت به این پدیده ها مینگرد و جوابی برای انها ندارد . ما قصد دارم شما دوستان را با عجیبترین نقطه کره زمین اشنا کنم . در این کره خاکی مناطقی وجود دارد که واکنش انها با هیچیک از تئوریها و نظرات ثابت شده علمی همخوانی ندارد . بقول زیست شناس بزرگ المانی " هانریش اشتاینز " طبیعت هم گاهی سرگش و دیوانه میشود. به عنوان مثال : در یکی از برنامه های تلوزیون به نام " دیدنیها " که چند سال پیش از شبکه یک پخش می شد - از خیابانی در تهران برنامه ای تعیه شده بود که بر خلاف جاذبه زمین عمل میکرد , حقیقتا من هر چه گشتم نام این خیابان را نتوانستم پیدا کنم . این خیابان که شیب نصبتا تندی دارد به گونه ای است که اگر راننده ای در سرازیری ماشین خود را خاموش کرده و در دنده خلاص قرار دهد, این ماشین بجای اینکه بسمت پائین شیب حرکت کند با تعجب بطرف بالا کشیده میشود.! چرا در این منطقه جاذبه اینگونه عمل میکند – سئوال بی جواب ما است

  2. یک کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  3. # ADS
     

  4. Top | #2
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    جزیره مخوف و مشهور ایستر


    با سلام امروز درباره جزیره ایستر با یکدیگر صحبت می کنیم جزیره ای در جنوب قاره امریکا در کشور شیلی واقع شده که دارای مجسمه های عظیمه و هنوز کسی کشف نکرده که این مجسمه ها رو کی ساخته و چطور حمل کرده ؟
    در ادامه در نظر خواهی که در گو شه سمت چپ قرار دارد حتما شرکت کنید .
    جزیره ایستر
    در سال 1621 کمپانی هلندی هند غربی تاسیس یافت و در پایان سده هفدهم به اوج ترقی خود رسید و حتی از کمپانی هند شرقی پیشی گرفت . در سال 1696 یکی از کارمندان کمپانی هند غربی به نام "روگوین" برای کشف سرزمین های جنوبی پیشنهاد جدیدی داد ، اما از انجائیکه دولت مرکزی هلند در ان سال با مشکلات مالی فراوانی دست به گریبان بود ، پیشنهاد روگوین را نادیده گرفت و ان را در پرونده بایگانی نمود.
    روگوین در واپسین روزهای زندگی خود به فرزندش " یاکوب " توصیه کرد تا طرح وی را دنبال کند و در نخستین فرصت به اجرا گذارد . یاکوب روگوین که حقوقدان بلند پایه ای بود و سالهای جوانی را پشت سر گذاشته بود ، در سال 1721 پیشنهاد پدر را با کمپانی هند غربی در میان گذارد و پشتیبانی کمپانی را برای یک سفر اکتشافی دریافت داشت . روگوین در 21 اوت 1721 همراه با ناوگان مرکب از سه کشتی از جزیره تکسل واقع در هلند حرکت کرد و به سوی ابهای جنوب رهسپار شد . هنگام عبور از عرض 62 درجه و 30 دقیقه واقع در جنوب کیپ هورن با وضع جوی وحشتناک و توده های مهیب یخ شناور روبرو شد و او را به این اندیشه واداشت که میان یخ پاره های مزبور و قاره جنوبی که احتمالا تا حوالی قطب گسترش یافته است ، باید رابطه ای برقرار باشد و یخپاره ها باید طلایه داران قاره گمشده باشند . ریزش شدید برف و تگرگ و غرش بادهای سهمگین و مه انبوه از یکسو و خروش بی امان دریا از سوی دیگر ، عرصه را بر ناوگان روگوین ان چنان تنگ کرده بود که ناگزیر فرار را بر قرار ترجیح داد و به سوی ابهای شمال روان گردید و به جزایر خوان فرناندز رسید . انها در 5 اوریل 1722 مطابق با روز ایستر ( عید پاک مسیحیان ) به خشکی کوچکی رسیدند . جزیره مزبور از دور بسیار سبز و خرم به نظر می رسید و از گوشه کناره های ان دود بر می خاست . روگوین جزیره را با الهام از روز عید پاک ، " ایستر " نام نهاد که تا امروز همچنان به همین نام باقی است . بامداد روز بعد بومیان به عرشه کشتی حمله کردند و با کنجکاوی تمام به دزدیدن اموال دریا نوردان پرداختند ، روگوین ناگزیر گروهی را برای تنبیه انان به خشکی فرستاد ، گروه مزبور بدون مقدمه جزیره نشینان را به زیر اتش گرفتند و شماری را کشتند . به دنبال ان میان بومیان و هلندیان روابط دوستانه برقرار گردید و طی هفت روزی که در جزیره اقامت داشتند واکنش ناخوشایندی از سوی جزیره نشینان به عمل نیامد . جزیره ایستر که 3800 کیلومتر از شیلی و 2400 کیلو متر از نزدیکترین جزیره مسکونی فاصله دارد ، این پرسش را برای پژوهشگران مطرح می سازد که ساکنان اولیه ان از و چگونه به این جزیره دور افتاده گام نهاده بودند ؟ ولی هنوز پاسخ قانع کننده ای دریافت نگردیده و نظریه های ارائه شده از جنبه فرضیه تجاوز نکرده است . متاسفانه روگوین نیز که در مقایسه با کاشفان بعدی موقعیت بهتری داشته ، به این نکته توجه زیادی نکرده است و فقط به یک بررسی سریع و اجمالی روی چشمگیر ترین عوارض جزیره یعنی مجسمه های غول پیکری که در کناره های جزیره پراکنده بودند بسنده کرده است . مجسمه های مزبور که پشت کلیه انها به دریاست و بر روی سنگ پایه هایی در امتداد ساحل قرار گرفته اند ، یکی از شگفت انگیزترین و بحث انگیز ترین مسائل جغرافیایی و باستانشناسی را تشکیل داده و ارتفاع برخی از انها به 9 متر و وزن انها به بیش از 50 تن بالغ می گردد . کاسه سر تمام مجسمه ها کشیده و دراز است و گوش هایشان همانند گوش جزیره نشینان بلند واویخته است و برخی از انها کلاه استوانه ای عظیمی بر سر دارند که به گفته روگوین به سبدی از سنگ سرخ شبیه است . اما کلاههای مزبور از جهتی به کاکل و زلف جزیره نشینان نیز شباهت دارد . به گمان روگوین مجسمه ها از گِل رُس تهیه شده و با فشار دست خرد می شود . متاسفانه هیچ نشانه و یادداشتی که بیان کننده پرسش روگوین درباره انگیزه و چگونگی پیدایش مجسمه های مزبور باشد ، وجود ندارد .



    روگوین در گزارشهای خود می نویسد ، جزیره نشینان در مقابل مجسمه ها اتش می افروختند و دستهای خویش را به نشانه نیایش بالا و پائین می بردند .وبه حالت سجده در می امدند
    همان طوری که قبلا اشاره شد ، مجسمه های ایستر برای کاشفان وپژوهشگران بعدی نیز مسئله ساز بوده و در زمینه اینکه این مجسمه های غول پیکر چرا و به چه منظور ساخته شده اند و کی و چگونه به این محل اورده شده اند و چه سان روی پایه های سنگی نصب شده اند و کلا مفهوم گسترش و نحوه ایستادن انها چیست ؟ به هیچ پاسخی هنوز دست نیافته اند .
    یادداشهای روگوین حاکی است که جزیره نشینان ایستر مردمانی تنومند و قوی بنیه بوده و پوست انها زرد مایل به قهوه ای است و بدنشان با رنگ ابی نقاشی و یا خالکوبی شده بود . برخی از بومیان دارای مو های بلند و عده ای دارای موهای کوتاه و ریش بودند . لباس انها از گیاهان بوده و گوشهای بلند و کشیده انها به طور چشمگیری غیر عادی بوده است . بلندی گوش بومیان ایستر به اندازه ای بود که نرمی ان به شانه هایشان می رسید و حلقه های بزرگی از سوراخ ان رد می کردند . کلبه های انها بسیار ساده بود و از گیاهان و علف ساخته شده بود . استفاده از میوه و سبزیجات در میان انها رایج بود و خوراک انها را سیب زمینی شیرین ، نیشکر و گوشت ماکیان تشکیل می داد . انها ظرف اشپزی نداشتند و گوشت ماکیان را در لای گیاهان می پیچیدند و بر روی سنگ داغ می گذاردند .
    روگوین که گویا از دیدن چنین جزیره جالبی جان تازه به تنش رسیده بود ، از پوینده گی بیشتر دست کشید و از یافتن قاره جنوبی صرفنظر کرد و همان راهی را که هموطنان پیشینش ، "لومر و شوتن " پیموده بودند ، دنبال نمود و در سر راه خود از جزایر فراوانی مانند مجمع الجزایر توآموتو که به خوشه انبوهی شباهت داشت ، دیدار کرد و ان را لابرینت نام گذارد . و چون یکی از کشتیهایش به صخره زیر ابی یکی از همین جزایر برخورد کرد غرق شد ، از ان رو به ان جزیره نام " شادلیک " بخشید که امروزه به ان تاکاپوتو می گویند. در دوم ژوئن به جزیره دیگری که به ان ورک ویکینگ (رفع خستگی) بخشیدند ، رسیدند که ان نیز جزء گروه توآموتو است و نام امروزی ان ماکاتی است . در این جزیره با سنگ پرانی گروهی از بومیان که در کمین نشسته بودند رو به رو شدند و ده نفر از ناویان به قتل رسیدند و در حالی که بیماری اسکوربوت نیز در کشتی بیداد می کرد ، روگوین از پی گیری اکتشافات صرفنظر کرد و به قصد بازگشت به هند شرقی روان گردید .


    انان در سر راه خود از جزایر بارابورا و موپیتی و سوسایتی دیدار کردند و از کنا ر جزایر مرجانی گذشتند. بومیان جزایر مزبور که بدنشان را رنگ امیزی کرده بودند ، از تازه واردین به گرمی استقبال کردند ، ولی وضع اسف بار ناویان هیچ درنگی را اجازه نمی داد و انها را از توقف در جزایر مزبور منع می کرد ، از این رو به سوی شمال و جزایر سلیمان وگینه نو پیش راندند و از طریق جزایر ملوک به سوی باتاویا رهسپار شدند و در پایان سپتامبر 1722 به باتاویا رسیدند . درباتاویا کمپانی هند شرقی کشتیهای روگوین را توقیف کرد و انان را به جرم تجاوز به محدوده انحصاری کمپانی دستگیر و روانه هلند نمود . ( پایان )

  5. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  6. Top | #3
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    استون هنج (1)


    " ادمی" و " سنگ" پیو ندی دیرین دارند ! انسان نخستین وقتی از جنگل خارج شد و قدم به دشت و کوهستان نهاد از بیم تاریکی و سرما وگزند جانوران به غارهای سنگی پناه برد ; سنگ ا بهترین وسیله برای دیوار سازی و سنگ چینی یافت .
    ان گاه انسان نخستین نیاز یه اسلحه پیدا کرد و هنگام بروز خطر نا خود اگاه دست به سنگ برد ; زیرا که برای پرتاب کردن به سوی جانوران و دشمنان سنگ به وفور در دسترس بود و ... باز هم سنگهای سخت و نوک تیز و لبه دار بودند که اولین ابزارها در دست انسان نخستین شدند تا از انها به عنوان داس و سرنیزه و خنجر استفاده کند .
    سپس انسان دریافت که با چیدن سنگ روی سنگ برای خود در دشت و در کنار چشمه یا ساحل رود ودریا * دخمه ای همانند غارهای طبیعی بنا کند و ... دانست که خانه ای با دوام تر و مستحکم تر است که سنگهایش بزرگتر و دارای سطح صاف باشد تا بهتر روی هم قرارگیرد و بیشتر مقاومت کند .
    به این ترتیب تمدن با معماری اغاز شد ودر معماری سنگها و تخته سنگها بودند که در طول هزاران سال تاریخ تمدن بشر در دسترس انسان معمار قرار داشتند تا هوای ساختن بناهای بزرگ وبا شکوه در سر داشته باشد و ب کمک پایه ها و ستونهای تراش داده شده سنگی در اینجا و انجا گیتی چنان بناهایی را پدید اورد که در شمار شگفتیهای عالم باشد و قرنها دوام بیاورند; بناهایی همچون : اهرام در مصر و دیوار بزرگ چین * معبد های مایا و ازتک در امریکای لاتین و تخت جمشید در ایران و مجسمه های عظیم بودا در هند و... استون هنج در انگلستان .


    استون هنج - به معنی سنگ اونگ - دسته ای از سنگهای عظیم بر پا ایستاده در دشت بی درخت و پوشیده از علف سالزبوری (حدود 120 کیلو متری غرب لندن ) است ;و همچنین مشهور ترین مکان پیش از تاریخ در اروپا .
    استون هنج خرابه یک ساختمان سنگی است که از دیوار و طاق ساخته نشده بلکه تعدادی ستون سنگی عظیم است که هر ستون درون یک پی گچی نگه داشته شده و بر پای ایستاده است . روی این پایه های عمودی تکه سنگهای بزرگ دیگری به صورت افقی چنان قرار داده شده اند که تعدادی طاق در کنار هم و به صورت نیم دایره به وجود اورده اند . سنگهایی که مجموعه استون هنج را به وجود می اورند هر کدام چندین تن وزن دارند و اثار تیشه معماران بر بدنه انها دیده می شود . این اثار نشان می دهند که این سنگها ابتدا صیقل داده شده و دارای سطحی هموار و تراش داده شده بوده اند اما با گذشت بیش از 40 قرن از عمر انها و تحمل باد وباران و برف وسرما و افتاب 4000تابستان و زمستان هم اکنون فرسوده و شکاف برداشته اند وناصاف شده اند .
    متاسفانه تقریبا نیمی از تخته سنگهای عظیمی که استون هنج را پدید می اورند هم اکنون ناپدید شده اند . شاید انها را برای ساختن پل برده اند ... شاید انها را به منظور استفاده در بنای ساختمانها * شکسته و خرد کرده اند ... و شاید هم طرح کامل استون هنج هرگز پیاده نشده است .
    استون هنج گرچه مجموعه ای از سنگهای عظیم را در خود جمع کرده است اما وسیع و بزرگ نیست . بخش اصلی این بنا 30 متر قطر دارد و در تمام طرح ان در حدود 200 بلوک سنگی به صورت 2 ردیف به کار رفته و تشکیل دو دایره متحد المرکز را داده اند . تعداد ستونهای دایره بزرگ در اصل 30 ستون سنگی بوده و دایره دوم در درون دایره بزرگ از 60 قطعه سنگ کوچکتر تشکیل شده است .
    امروزه اگر از پایین به استون هنج نگاه کنیم مجموعه درهمی از سنگهای عظیم می بینیم که به ارتفاع 6 تا 10 متر از سطح زمین بر پا ایستاده اند و سنگهای دیگری ( که کمی کوچکترند ) از نو کیک ستون به سر ستون دیگر قرار داده شده اند و پلی کوچک می سازند . برخی دیگر از سنگها شکسته وافتاده و در میان خاک و علف مد فون شده اند . ولی تماشای استون هنج از بالا مشخص می کند که در زمانهای بسیار دور و در ابتدا سنگها ارایش هندسی داشته و بیشتر انها در دو دایره به صورت U قرار داشته اند . پیرامن این مجموعه نیز دایره ای به قطر تقریبی 120 متر وجود دارد که حریم استون هنج را به وجود می اورد .
    به دقت نمی توان مشخص کرد کدامین تمدن نخستین پیش از تاریخ چنین بنای عظیمی را به وجود اورده است . دانشمندان به کمک روشهای علمی توانسته اند محاسبه کنند که بخش اصلی استون هنج حدود چهار هزار سال پیش ساخته شده است و بنا براین باید گمان برد که استون هنج را همان ساکنان اولیه این جزیره کهن در اواخر عصر حجر و اوایل عصر برنز بر پای داشته اند .
    نکت دیگر انکه به طور مسلم استون هنج در سه مرحله کامل شده و حدود 300 سال طول کشیده است تا سنگها به دشت سالزبوری اورده شوند و این بنای پیچیده وشگفت انگیز به وجود اید . طی این 300 سال و شاید بیشتر چندین نسل امده و رفته اند و حیرت اور است که نقشه ایجاد استون هنج را چگونه طراحی کرده اند و محاسبات مربوط به ان به چه ترتیب ثبت شده که به این دقت از یک نسل به نسل دیگر رسیده است (ان هم در شرایطی که هنوز در اروپا خط و حساب اختراع نشده بود و اندک ساکنین جزیره بریتانیا را قبیله هایی تشکیل می دادند که با وسایل ابتدایی و ابزار ساده زندگی می کردند .)
    استون هنج مانند دیگر مکانهای تاریخی و بناهای باستانی قرنها به بوته فراموشی سپرده شده بود و جز معدودی بازدید کننده اتفاقی نداشت. نخستین کس که تصمیم به تحقیق درباره استون هنج گرفت (جان اوبری) بود که در قرن هفدهم متوجه این بنای عجیب در دشت سالزبوری شد.با انتشار این گزارشها و مطا لعات مقدماتی جان اوبری به تدریج مراکز علمی ودانشگاهی انگلستان و اروپا به تحقیق درباره استون هنج پرداختند . گزارشات نشان دادند که تخته سنگهای بزرگتر از نوع رسوبهای ماسه سنگی در 45 کیلو متری شمال محل استون هنج است و سنگهای کوچکتر از بسترهای سنگهای اذرین در کوههای پرسلی (در ویلز) از فاصله 200 کیلو متری غرب استون هنج اورده شده اند . (قسمت اول) ادامه دارد ... write by :meraj marjani برگرفته از کتاب کاوش در گذشته

  7. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  8. Top | #4
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    استون هنج (2)

    راز استون هنج
    دانشمندان به حيرت دچار شده بودند و بر سر اين بحث مانده بودند که مردمان 4000سال پيش چگونه توانسته اند چنين سنگهاي عظيمي را 200 کيلو متر حمل کنند و به محل بياورند ؟ کليه شواهد نشان مي دهند که در 40 قرن پيش هيچ وسيله اي در سراسر اروپا وجود نداشته است که بتواند قدرت حمل و نقل بارهايي به اين سنگيني ان هم از فاصله هاي بسيار دور را داشته باشد. شايد يخهاي متحرک يا يخچالهاي طبيعي به دلايلي که معلوم نيست و شايد سيلابهايي بس عظيم و با قدرت سنگها را به نزديک محل کنوني استون هنج اورده باشد.
    نکته ديگر اينکه مردمان پيش از تاريخ با چه ابزاري توانسته اند تخته سنگهايي به اين عظمت را در اندازه هاي دلخواه بتراشند و... حال که تراشيدند چگونه انها را بر پاي نگه داشتند ؟ هنگامي که در سال 1950 مي خواستند استون هنج را به شکل اول ان در بياورند و سنگهاي افتاده را راست کنند از بزرگترين جرثقيل موجود ان زمان در انگلستان استفاده شد ! اما مگر مردمان پيش از تاريخ جرثقيل در اختيار داشتند ؟ شايد هزاران کارگر روزها و روزها کار مي کردند و به کمک طنابهاي بافته شده از رشته هاي تابيده پوست گاو * سنگها را را روي الوار و تنه درختان پيش مي کشيدند تا هر تخته سنگ را با رنج ومشقت بسيار از ان سوي کشور به اين سو بياورند ! و... اصولا چرا بايد اين محل براي ساختن استون هنج انتخاب شود و چرا بنا را در همان محل طبيعي سنگها نساختند ؟ تراشکاران سنگ با چه ابزاري کار مي کردند؟ مهارت را چگونه اموخته بودند؟ ... سرانجام اينکه هدف از اين همه تلاش و کوشش سيصد ساله چه بوده است ؟
    با توجه به دقتی که در ساختمان استون هنج شده و نیروی کار عظیمی که طی سه قرن صرف ان شده * روشن است که این بنا بسیار با اهمیت بوده و شایسته است که انسان معاصر تحقیق کند تا استون هنج چرا ساخته شده و برای چه کاری بوده است؟
    در این مورد گمانه زنی های زیادی وجود دارد :
    * معبد آفتاب (؟) : با توجه به این که محور بندی ستونهای سنگی چنان است که جهت استون هنج به سوی شرق و رو به طلوع خورشید است * هر بامداد می توان معجزه روزانه پیروزی روشنایی بر تاریکی را دید و شاهد زایش با شکوه سپیده دم بود. بنابراین یک حدس این است که استون هنج معبدی بزرگ برای پرستش افتاب بوده است .
    * پرستشگاه (؟) : استون هنج نمی توانسته خانه باشد زیرا هرگز بام نداشته است . و همچنین به منظور نگهداری حیوانات ساخته نشده . بی هیچ تردید این بنا معنای معنوی داشته و جایگاه مقدسی بوده و گمان بر این است که پرستشگاه باشد .
    از اینکه چه چیز یا چه کسی در استون هنج پرستش می شد و چرا این نقطه خاص برای " مقدس بودن " انتخاب شده است * هیچ مدرک خاصی در دست نیست .
    اگر این فرض صحیح باشد که استون هنج پرستشگاه بوده است * به طور دقیق معلوم نیست که ایا همه افراد جامعه اجازه داشتند به درون ان بروند یا فقط چند زن یا چند مرد یا چند کودک ویا چند راهب وارد ان می شدند ؟ نمی دانیم که ایا پرستش کنندگان با شادی وپایکوبی وارد می شدند یا با احترام ؟
    ساختمان استون هنج که دهها و صدها نفر در کار ساختن ان سهم داشتند می توانسته است حداکثر 300 نفر را در خود جای دهد پس این فکر پیش می اید که فقط افردی خاص مثلا کاهنان اجازه ورود را داشته اند و بقیه پیروان در بیرون می ایستاده اند و گرداگرد استون هنج به زیارت و عبادت می پرداخته اند .
    جالب اینکه ناحیه مرکزی استون هنج (که با سنگهای عظیمی احاطه شده و ان را از فضای بیرون جدا می کند )از لحاظ مساحت شبیه محل قرار گرفتن گروه سرود کلیسا های قرون وسطای اروپاست .
    * مقبره سلاطین (؟) : یک فرض دیگر ان است که استون هنج مقبره پادشاهان و حکمرانان باستانی بریتانیا بوده همانند : اهرام مصر تا مقبره ای عظیم و با شکوه برای سلا طین باشد .


    * رصد خانه (؟) : جرالد هاوکینز و جان وایت دو ستاره شناس انگلیسی اعتقاد دارند که استون هنج رصد خانه ای به منظور بررسی اوضاع و احوالات سیارات بوده و ستاره شناسها در 4000 سال پیش با مشاهده اینکه در هر روز از سال شعاع خورشید از چه زاویه ای از میان ستونها می گذرد و چگونه سایه می اندازد عملا نوعی تقویم خورشیدی در اختیار داشته اند و ضمنا می توانسته اند زمان وقوع کسوف و خسوف ماه و خورشید را تعیین کنند .
    این دو ستاره شناس با نگریستن به محل تک تک سنگها و محاسبه چگونگی ارتباط ستو نها با حرکت خورشید و ماه فکر می کنند که استون هنج محلی برای مطالعه دقیق اسمان و حرکت ماه و ستاره گان در فصلهای مختلف سال بوده است و بنا براین همانند تلسکوبها و کامپیوترهای امروزی برای ردیابی اجرام اسمانی از انها استفاده می کرده اند .
    * کلید دیگری هم هست : والتین تریشین اختر شناس روسیه عقیده دیگری دارد . او می گوید : " دانش بشر در 4000 سال پیش به ان اندازه نبوده است که بتواند به فکر محاسبه کسوف و خسوف باشد" . این اختر شناس مطلبی را عنوان می کند که به راستی شگفت انگیز است . او عقیده دارد :" قرنها و هزاران سال پیش موجوداتی متفکر از دیگر کرات به کره زمین امده اند و اثاری از خود بر جای گذارده اند که یکی از انها همین استون هنج است " .
    به گفته تریشین " اگر بگوییم این بنای عظیم را مردمان عصر برنز در بریتانیا ساخته اند * عقل نمی پذیرد زیرا ساکنین کم شمار و پراکنده بریتانیا نه وسایل لازم برای چنین کاری را داشته اند و نه دانش ان را.
    اگر بگوییم تمدن بزرگی در بریتانیا بوده که بعد ها رو به زوال رفته و استون هنج از کارهای به جا مانده از ان تمدن است چرا اثار دیگری جز این بنای شگفت انگیز در دست نیست ؟ می ماند که فرض کنیم بنای استون هنج را ساکنان کرات دیگر ساخته اند ."
    و ... در این صورت دیگر دانشمندان می پرسند : " دلیل و منظور انها از پدید اوردن استون هنج چه بوده ؟ "
    این فرضها که استون هنج معبد افتاب ... پرستشگاه ... مقبره سلاطین ... رصد خانه ... یا رد پایی از موجودات کرات دیگر باشد در شرایطی است که سنگ اونگ عظیم دشت سالزبوری یک پدیده طبیعی نیست و به طور قطع و یقین بنایی است که ان را " ساخته اند" اما چه کسانی ؟ د به چه منظوری؟
    تردید ها هنوز پا برجاست همانند استواری استون هنج شاید نسلهای اینده به جواب برسند و شاید هم هرگز پاسخی برای " معمای استون هنج " یافت نشود . ( پایان )
    نوشته : meraj marjani e_mail :
    marjani.meraj@gmail.com
    برگرفته از کتاب کاوش در گذشته

  9. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  10. Top | #5
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    تمدن اتلانتیس(1)

    تصویری خیالی از اتلانتیس
    اتلانتيس
    حدود 350 سال قبل از ميلاد ' افلاطون در رساله اي به نام تيمائوس (Timaeus) چنين نوشت : " 12 هزار سال پيش از اين جزيرهاي بوده است بزرگ با تمدني ستايش انگيز موسوم به آتلانتيس که..." به اين ترتيب نام قاره آتلانتيس براي نخستين بار بر قلم افلاطون جاري شد و به زودي بر سر زبانها افتاد .
    اين فيلسوف بزرگ يوناني انگاه در رساله ديگري به نام کور تياس (Critias) شرح بيشتري از قاره اتلانتيس و تمدن ان نوشت " اتلانتها افزون بر 20 ميليون نفر بودند که در جزيره اي خوش اب وهوا به وسعت 154 هزار مايل مربع زندگي مي کردند در جنگلهاي انبوه اتلانتيس انواع جانوران بزرگ وکوچک مي زيستند و شهرهاي اباد ان با ساختمانهاي عظيم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر ..."

    طبق گزارش افلاطون "... بر اين سرزمين اطلس حکومت مي راند که مردم او را ستون اسمان مي دانستند و در مرکز جزيره در بزرگداشت اطلس معبدي با شکوه ساخته بودند که ديوارهاي عظيم داشت و درهاي ان تزيين يافته بود از سنگها و فلزات قيمتي در زير تابش نور خورشيد همچون الماس مي درخشيد ."
    افلاطون ادامه مي دهد :" مقدس ترين حيوان در نزد مردمان اتلانتيس گاو نر بود که مظهر قدرت بي شمار مي رفت و به عنوان برترين هديه به پيشگاه اطلس با مراسمي شکوهمند در برابر معبد بزرگ قرباني مي شد تا فوران خون سنگهاي مرمر را رنگ اميزي کند ."
    به نوشته افلاطون :" در قاره اتلانتيس شهرها به شکلي هندسي و زيبا ساخته شده بودند و کانال هاي اب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعه ها و باغها را سيراب مي کردند . اساس فرهنگ و تمدن اين مردمان سعادتمند همانا برادري و صفات عالي انساني بود. اما چون قدرت ايشان روز افزون شد به تدريج شروع به دست درازي به ديگر سرزمينها کردند افلاطون ميگويد :روح احساس و کمک در انها ديگر از بين رفته بود انها اعتقاد و ايمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهياني بي شمار قصد فتح اتن و سرزمين هاي شرق را داشتند .
    اما زئوس طوفاني بر انها نازل کرد . مجازاتي که به هيچ وجه قابل تصور نبود . افلاطون در اين باره نوشت "طوفان سبب زمين لرزه و سيل هاي بزرگي شد که به مدت يک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتي دريا جزيره آتلانتيس را به زير خود فرو برد و ناپديد گشت " افلا طون ترديد داشت که هرگز نشانهاي از اين سرزمين گمشده به دست ايد .
    او نوشت " اقيانوس در ان نقطه به مکاني غير قابل عبور و جستجو تبديل شده است".
    به اين ترتيب و به روايت افلاطون تمدن اتلانتيس در اغاز شکوفايي نابود مي شود و سه نيروي سهمگين طبيعت يعني : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتي بر پيکر اتلانتيس مي تازد که تصور ان نيز لرزه بر پيکر ادمي مي اندازد .اين واقعه در سال 3500قبل از ميلاد روي مي دهد . جزيره اتلانتيس به لرزه در مي ايد ; زمين از هر سو شکاف بر مي دارد و تکه تکه مي شود . از قله هاي کوه اتش فوران مي کند و تکه هاي مذاب همچون باران مرگ بنا ها را هدف قرار مي دهد . سپس خاکستري داغ همه فضا را تيره و تار مي کند و بر سراسر جزيره فرو مي بارد تا ... سرانجام چنان کند که آتلانتيس در زير پردهاي سنگين مدفون شود وبه افسانه ها بپيوند د .
    چون افلاطون در گذشت ; اتلانتيس هم از ياد ها رفت و ديگر کسي سراغ ان جزيره اسراراميز را نگرفت جز انکه نا مش براي درياي اتلانتيک (واقع در ميان سه قاره افريقا اروپا وامريکا ) باقي ماند .اما جست و جو گران و دوستداران تاريخ و گذشته زمين با مطاله رساله هاي افلا طون در انديشه جزيره اي فرو مي رفتند که در ان مردمي لايق و هوشمند زندگي مي کردند و همواره پرسش اين بود که اتلانتيس در چه نقطه ا ي قرار داشته و علت واقعي نابودي ان چه بوده است ؟ ايا چنين تمدني واقعيت داشته يا افلاطون از رويا هاي خود سخن گفته است؟ اين ترديدها از انجا قوت مي گرفت که اتلانتيس در زبان مصريان باستان به معني " جزيره بي نام " است و يونانيان باستان نيز علاقه وافري به سرزمينهاي اساطيري و داستانهاي مربوط به اسطوره ها والهه ها داشته اند . بنابراين رساله افلاطون مي بايستي درباره يک ارمانشهر در جزيره ا ي موهوم ميان درياي اساطيري باشد .
    يک فرض ديگر اين بود که افلاطون از تمدني سخن به ميان اورده که نشانه ها و چگونگي ان

    را از زبان دريا نوردان شنيده و خودش چيزهاي زيادي به ان افزوده است .
    (پایان قسمت اول)

  11. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  12. Top | #6
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    تمدن اتلانتیس(2)



    (قسمت پایانی) تمدن اتلانتیس را به پایان می برم "به گفته باستان شناسان تمدن اتلانتیس مبدا تمدن بشری بوده و تمامی تمدنهای دنیا از جمله تمدن مصر و یونان وببن النهرین و... از بازماندگان این تمدن به یادگار مانده است"
    اتلانتیس(بهشت گمشده)_قسمت پایانی
    یونانیهای دوره باستان بر این باور بودند که انتهای دنیا صخره عظیمی است در جایی که "ستون هرکول" قرار دارد ! و این ستون همان تخته سنگهای بس بزرگی است که در دو سوی تنگه ای بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس (تنگه جبل الطارق) واقع است .
    دریا نوردان کشورهای حوزه مدیترانه هرگز جرات نمی کردند از این تنگه بگذرند و خود را به دریا های ازاد و اقیانوسها برسانند ; اما گاه پیش می امد که کشتیهای کوچک به دست امواج خروشان به اقیانوس اطلس کشیده می شدند و از دهانه تنگه می گذشتند . در این صورت دریانوردهایی که می توانستند خود را نجات دهند و دوباره به وطن بازگردند حکایتهای شگفت اوری از سرزمینهای سرشار از نعمت و اسایش در ان سوی ستون هرکول تعریف می کردند که بیشتر به افسانه پردازی شباهت داشت تا واقعیت ! ولی افلاطون با جمع اوری اطلاعات و مشاهدات دریانوردها اعتقاد یافته بود که در ان سوی تمدن حوزه مدیترانه تمدن دیگری در جزیره ای میان ابهای خروشان اقیانوس وجود دارد که همان اتلانتیس است .

    به گمان دانشمندان انچه افلاطون نشانی داده می تواند تمدنی باشد متعلق به دوران پارینه سنگی واقع در منطقه ای که در ان یخ بندان وجود نداشته است .
    جست و جوی دانشمندان و کنجکاوی انها برای دستیابی به سرچشمه تاریخی اتلانتیس تا امروز ادامه داشته است . انسان با تکیه بر علم واطلاعات خود می خواهد سرانجام در یابد که " اتلانتیس مدفون شده " به طور دقیق در چه نقطه ای قرار داشته و کجا می تواند بوده با شد . ایا اتلانتیس قاره ایست تقسیم شده ؟ ایا اقلیمی است غروب کرده در مثلث برمودا ؟
    با توجه به نشانه هایی که افلا طون در رساله های خود به دست داده است چنین گمان می کنند که جزایر " آ زور" باید از بقایای قاره گمشده اتلانتیس باشد . این جزایر همچون حلقه ای به همدیگر در اقیانوس اطلس قرار دارند و بر اساس شواهد و مدارک موجود در حدود 2200 سال پیش از میلاد با شراره های بر کشیده از قله یک اتشفشان سهمگین و زلزله پس از ان تکه چاره شده اند .
    اوتوهنریخ موک که مهندس اتریشی بود و علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت کتابی تحت عنوان " راز اتلانتیس" نوشت که شهرتی جهانی یافت و بار دیگر اتلانتیس را بر سر زبانها انداخت . انتشار این کتاب در سال 1976 بود و به اعتقاد نویسنده ان جزیره اتلانتیس نه فقط وجود داشته و دستخوش یک بلای سهمگین طبیعی شده بلکه بازماندگان فاجعه اتلانتیس به سواحل امریکای جنوبی و شمالی و افریقا و اروپا افتاده و به هر سرزمینی که رسیده اند دانش خود را از شهر سازی و معماری به کار بسته اند تا بناهای عظیم و معبد های با شکوه و قصر های بزرگ مانند انچه که خود در اتلانتیس داشتند بسازند .
    بناهایی همچون اهرام مصر و معبدهای مایا وازتک و...
    بر اساس فرضیه هایی که موک ارایه می دهد بسیاری از تمدنهای دوره باستان از دسته دوم بوده و همگی زاییده یک تمدن مادر به نام اتلانتیس هستند ! زیرا این غیر ممکن است که به طور تصادفی تمدنهای مشابهی در دورترین نقاط گیتی به وجود اید و بخصوص معبد هایی به شکل هرم در هزاران کیلو متر دور از هم ( بین النهرین و حاشیه رود نیل و سواحل قاره امریکا و...) ساخته شود . موک حتی معتقد بود که بازی " پلوتا " که در میان اهالی باسک (اسپانیا) رواج دارد همان بازی رایج در تمدنهای مایا و آزتک است و ریشه در فرهنگ سرخپوستان امریکای جنوبی دارد .
    به گفته موک : زلزله و طوفان هولناکی که 12 هزار سال قبل از میلاد در اقیانوس اطلس روی داد نه تنها تمدن درخشان اتلانتیس را از میان برد بلکه دامنه امواج خروشان ان همه خشکیهای زمین را در بر گرفت و چنان کرد که در کتابهای اسمانی " توفان بزرگ " نام گرفت و 4000 سال از ان طوفان سپری شد تا یک بار دیگر تمدنهای انسانی در اینجا وانجای جهان جوانه بزنند .
    فرضیه های موک را دانشمندان علم زمین شناسی چنین توجیه می کنند که زلزله های شدیدی که در کف اقیانوسها رخ می دهد می توانند چنان لرزش و هیجان شدیدی در ابهای اقیانوس به وجود اورند که موجهای بسیار عظیم به پا شود و همه چیز را در ساحل به کام خود بکشد . در تابستان سال 1920 زلزله ای در منطقه شمال فرانسه (نرماندی) رخ داد که گرچه بیش از چند ثانیه طول نکشید اما تکانهای ان به اقیانوس اطلس و جزایر آزور (Azor) کشیده شد و شهر ساحلی تاپال را ویران کرد . بنابراین طوفانهای عظیم دریایی همچنان که شهرها و تمدنها را به کام خود می کشند می توانند انچه را که بلعیده اند بار دیگر از کف اقیانوس ها بالا بیاورند و در ان صورت است که ما شاهد پیدا شدن ستو نهای عظیم سنگی و دروازهای بزرگ و گنجها و... خواهیم بود .
    ایا ممکن است روزی اتلانتیس دوباره از زیر اب خارج شود و بر اثر انقلابهای دریایی بقایای تمدن درخشان اتلانتیس بر روی ان بیاید تا بتوانیم شهرها و معبدها و قصرها را مشاهده کنیم؟
    افسانه اتلانتیس شاید روزی با کشف بنای تاریخی به زمان ما پیوند بخورد و رویای دیر پای انسان سرانجام به واقعیت برسد . شاید هم اتلانتیس ارمانشهری است ساخته وپرداخته خیال .
    به هر روی اگر اتلانتیس اگر بهشت گمشده است یا جهنم مدفون شده در اعماق اقیانوسها تا به امروز فکر ادمی را به خود مشغول داشته و فرهنگ ومشخصات ان سینه به سینه پیش امده و

    هنوز وهمچنان با انسان سخن می گوید

  13. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  14. Top | #7
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    عجیب ترین نقطه روی زمین .!!

    هنگامیکه انسان برای نخستین بار این مکان را می بیند, با خود می اندیشد که طبیعت بنای دیوانگی گذاشته است, انان که با اسب به این منطقه نزدیک میشوند – هنوز نمیدانند چرا این حیوان بر حسب غریزه شیهه می کشد و روی دو سم بلند میشود و از ان مکان میگریزد.! پرندگان هنگام پرواز بر فراز این نقطه راه خود را کج می کنند و از ان دور میشوند .! چنین بنظر میرسد که حتی درختان نیز تحت تاثیر نیروی اعجاب انگیزی قرار دارند که نمیتوانند از ان رهائی یابند, زیرا در داخل این دایره عجیب – ناشی از جنون جاذبه شاخ و برگ درختان بگونه ای چشمگیر سر فرود اورده اند و خود درختان, بسوی شمال مغناطیسی متمایل گشته اند در حالیکه درختانی از همان گونه مقداری دورتر با قامتی استوار سر به اسمان کشیده اند . این مکان حلقه مانند که گوئی بسان گردبادی همه چیز را بهم می پیچد, - " گردباد اورگن " نامیده میشود . این منطقه در ایالت " اورگن " واقع در امریکا است . انچه در این مکان عجیب اتفاق می افتد,شهرت جهانی دارد . اما اینکه چرا و چگونه این وقایع رخ میدهد, پرسشی است که هنوز برای بشر بدون پاسخ مانده است.! قطر تقریبی این دایره 50 متر است . هر چند شکل ان کم و بیش بصورت دایره میباشد, وسایل اندازه گیری نشان میدهد که گهگاه به فاصله 90 روز اندازه دقیق این منطقه اندکی تعقیر می کند . در داخل این دایره یک ساختمان ویران قرار دارد که زمانی محل اداره تعیین عیار فلزات بوده است – ولی مدتها قبل یعنی در حدود سال 1945 که وسائل سنجش , بنای دیوانگی گذاشتند, کارکنان این اداره انجا را ترک گفتند – در ان هنگام ساختمان این اداره بر روی تپه ای که در حدود 12 متری خارج محدوده این گردباد قرار داشت – بنا شده بود. پس از انکه این کلبه کوچک را ترک کردند – ان بخش از تپه به پیشروی خود ادامه داد و در محل کنونی قرار گرفت . اکنون بنای اصلی این ساختمان بر اثر نیروی ناشناخته این گردباد و یا لغزش این ساختمان به پائین تپه, در هم لولیده شده و پیچ و تاب خورده است.! هنگامیکه قدم به داخل ویرانه های این ساختمان میگذارید, انگار وارد جهان دیگر شده اید . احساس می کنید نیروی شدیدی شما را بسوی پائین می کشد, گوئی نیروی جاذبه در اینجا چند برابر شده است.!! بدن شما بطور ناخوداگاه بصورت تقریبی یک زاویه 10 درجه به سوی مرکز دایره خم میشود, اگر بخواهید قامت خود را راست کنید و بدن خود را عقب بکشید, احساس خواهید کرد که نیروئی شما را به سوی مرکز دایره می کشد و بطوریکه دستگاهها نشان میدهند, در حقیقت چنین نیروئی وجود دارد برخی از دانشمندان, مدتها در این گردباد دست به پژوهشهای دراز مدت زدند تا بلکه پرده از راز ان برگیرند . انها یک گلوله فولادین 15 کیلوئی را به زنجیری بستند و در داخل این بنای قدیمی از تیرگی اویختند . انها با تعجب مشاهده کردند که این اونگ, قوانین جاذبه را زیر پا نهاده و بصورت زاویه ای قرار گرفت . در هر حال این وزنه به سوی مرکز دایره منحرف می شد . حرکت ان بسوی مرکز دایره به اسانی انجام میگرفت, ولی هرگاه بر ان می شدند تا این گلوله را بسوی حاشیه دایره پرتاب کنند – احساس میگردید که اینکار با دشواری صورت میگیرد . در داخل این مکان عجیب حتی دود سیکار تحت تاثیر نیروهای شگفت انگیز قرار خواهد گرفت و هر
    گاه شخصی در داخل این دایره سیگاری دود کند و دود انرا به هوا بفرستد , با کمال تعجب دود سیگار به سرعت شروع به چرخیدن می کند و این عمل انقدر ادامه میابد تا از نظر ناپدید گردد.! برخی از پدیده های عجیب این مکان, جهانگردان را سخت شگفتزده میسازد و امروزه یکی از محلهای عجیب برای توریست و جانگردان بشمار میرود . اگر کسی یک تنگ بلورین خالی را روی تخته سراشیبی قرار دهد – بجای انکه بسوی پائین بلغزد به طرف بالا حرکت می کند . اگر یک توپ پلاستیکی را در نقطه مسطحی از زمین, نزدیک لبه دایره قرار دهند با کمال تعجب مشاهده می کنند که ان توپ بسوی مرکز این حلقه حرکت می کند . اگر مشتی کاغذ خورده را به هوا بپاشید دیوانه وار بهم می پیچدند و به چرخش در می ایند – درست مانند اینکه یک دست نامرئی انها را در میان هوا بهم میزند.! این نقطه دور افتاده جنگلی که بنظر میرسد طبیعت در ان بنای دیوانگی گذاشته است, از دیر باز برای سرخپوستان مکانی شناخته شده بود .و به نخستین گروه از سفیدپوستان که در این منطقه ساکن شدند هشدار دادند . سرهنگ " ریچارد گیریگارد " در خاطرات خود از مشاهده این مکان با تعجب فراوان یاد کرده است . گردباد مشهور " اورگن " که شهرت جهانی دارد از پاره ای جهات شبیه منطقه دیگری است که در 76 کیلومتری کوهستان " سیسکی یو " واقع شده است, با این تفاوت که پدیده های موجود در گردباد " اورگن " عجیب تر و درک ان دشوارتر میباشد . در " کمپ براچ " واقع در ایالت " کلورادو " نیز گودال مغناطیسی دیگری وجود دارد که باز هم قدرت ان بیشتر از گردباد " اورگن " نیست . بهرحال چنین نیروئی در این منطقه شگفت انگیز از جهان وجود دارد, ولی اینکه ماهیت این نیرو چیست و چرا بوجود امده است.؟!! هنوز بر کسی معلوم نیست, گردباد " اورگن " در حقیقت عجیب ترین و شاید دیوانه ترین مکانی است که در روی زمین وجود دارد .

  15. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  16. Top | #8
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    جزیره مخوف و مشهور ایستر(2)


    جزیره ایستر یا جزیره الهامات عجیب


    درباره جزیره " ایستر " حرفها و نقلهای فراوانی وجود دارد – از افسانه ها گرفته تا تحقیقات رسمی باستان شناسان, دانشمندانی هستند که ادعا می کنند این تندیس ها – تصاویری از غول ها هستند که توسط انسان به عنوان یادبود و یاداوری خاطره انها در جای جای کره زمین احداث شده اند . اما جزیره " ایستر " مجموعه ای از این یادبودها را در خود جمع کرده است . این جزیره سنگلاخی لم یزرع و متروک محزون کننده که در شرق اقیانوس ارام به وسعت حدود 165.6 کیلومتر مربع واقع شده است – مسئله ای غامض و همچنین اسرار امیزی را در خود جای داده است . ساکنان گذشته دور این جزیره چه کسانی بوده اند.؟! مبداء نسل انسانهایی که در موقع کشف ان توسط اروپائیان در انجا ساکن بودند, چه چیز و از کجا بوده است؟! لوح های اعلان چه چیز می باشند؟ چه کسانی ان تندیس های مشهور را از سنگ تراشیده و در انجا مستقر کرده است؟! چگونه توانسته اند ان کار را انجام دهند و هدفشان چه بوده است؟! چه کسانی ان تونل های بزرگ زیرزمینی را که تا بستر اقیانوس کشیده شده اند را حفر و سنگهای انرا به بیرون حمل کرده اند؟* اینگونه سئوالها چندین دهه است که ذهن دانشمندان را به خود مشغول نموده است و گمان میرود تا مدتهای دیگر نیز ادامه داشته باشد و تلاش انها بی نتیجه بماند . اما محققین به این اسانی ها دست بردار نبوده و کورسویی در عمق تاریکی های ان که زمانی تصور می شد غیر قابل دسترس باشد به چشم میخورد گفته شده است که یک ماجراجوی انگلسیی به نام " دی ویس " در سال 1687 قدم به جزیره " ایستر " گذاشته است, اما سرزمین برهوت و بدمنظری که وی از ان سخن به میان اورده بود احتمالا بایستی جزیره " ماناگاروا " بوده باشد که در فاصله دوری در مغرب قرار دارد . اما افتخار کشف واقعی ان جزیره متعلق به دریانورد هلندی به نام " راج وین " است که در روز ایستر* 1722 وارد ان جزیره شد و به همان مناسبت نام انجا را "ایستر" گذاشت . بومیان جزیره "پولینزی" انجا را " ویهو " یا انتهای زمین مینامیدند . اولین تحقیقات جدی در انجا توسط ناخدا " جیمز کوک " و یک دانشمند طبیعی دان المانی به نام " جرج فاستر " به عمل امد که در سال 1774 قدم به ان جزیره نهادند . ولی از مشاهده وضع ظاهری انجا دچار تعجب شدند, زیرا مشاهده کردند زمین انجا پوشیده از سنگهای اتشفشانی است و گیاهان نحیف و قلیلی در بعضی جاها روئیده است . بازدیدکنندگان اروپائی با اشگال در روی زمین های سنگلاخی حرکت میکردند- ولی بومیان پابرهنه انجا چست و چالاک از این صخره به ان صخره میپریده اند . " فارستر " تصویر مبهمی از ان جزیره را ارائه میدهد, که دور تا دور ان را صخره های ساحلی احاطه نموده و به وسیله دو تا سنگ نوک تیز که در نزدیکی جنوبی جزیره سر از اب بیرون اورده اند – نگهبانی میشود . یکی از ان سنگها که زیر تازیانه امواج قرار دارد – بصورت یک ستون عظیم سنگی است که سیمای مهیبی دارد . بومیانی که " فارستر " در انجا مشاهده کرده بود, انسانهای لاغر با پوست تیره قهوه ای با موهای مجعد مشکی و قد متوسط بوده اند . اما در میان انها انسانهای وحشی دیگری نیز به چشم میخوردند, انها انسانهای سفید پوست ریش داری بودند که معلوم بود چندین نسل است که در انجا بسر می برده اند . شرایط زندگی در روی صخره های انجا به طور مایوس کننده ای سخت و فقیرانه بود . برای مثال فقط یک چشمه اب شیرین در ان جزیره موجود بود که ساکنان انجا به نوبت برای اشامیدن و شستن خودشان استفاده میکردند .

    " تاریخچه ای از بدبختی ها "

    زمین لم یزرع و محزون کننده جزیره با ان کله های سنگی و تونل های زیر زمینی** اسرار امیز, خود باعث شایعه افسانه های گوناگون شده و از نظر نویسندگان رمان های علمی تخیلی نیز به دور نمانده است . مثلا یکی از این قبیل نویسندگان امریکایی عقیده دارد که ان جزیره باقی مانده یک دنیای دیگر بوده است که در اثر انفجار عظیم فضایی منهدم شده است . البته این تفکر افسانه ای بیش نیست ولی حالتی در این جزیره کابوسها وجود دارد که وادار می کند ادمی فکر نماید که انجا باقی مانده یک خرده سیاره است . در زمان کشف انجا به دست " راج وین " حدود 5000 تا 6000 سکنه داشت که بعد از مدت کمی بنا به دلیل موجهی شروع به ظنین و بدبین شدن به تازه واردین نمودند . زیرا کاشفین هلندی بدون دلیل بر روی انها اتش گشوده و 12 تن از انها را کشتند, و از ان تاریخ به بعد زندگی انها با بدبختی های متوالی مواجه شد . در بین سالهای 1859 تا 1862 ماجراجویان کشور " پرو " انجا را مورد تاخت و تاز خود قرار داده و تمامی ساکنان انجا از جمله پادشاه انها به نام " ماراتا " را اسیر نموده و با خود بردند . عالیجناب "جاسن " اسقف تائیتی شدیدآ به "لیما"*** اعتراض کرد, در نتیجه ان تعداد از بازماندگان اسرای بدبخت اجازه یافتند تا به جزیره خود برگردند . تازه همین تعداد قلیل مراجعت کننده نیز به اردوگاه های کار اجباری در پرو گرفتار امراضی چون ابله – جذام – سفلیس و دیگر امراض شده و با خود این بیماریها را ارمغان اورده بودند. زمانیکه پدر " آیراد "از اولین گروه میسیونرهای مذهبی در سال 1864 وارد جزیره شد – چند صد نفر از بومیان فقیر و بیچاره باقی مانده بودند . با وجود اینها – ناخدای کشتی ای که پدر " ایراد " را به انجا اورده بود, انها را نیروی کار رایگان خوبی برای کشاورزی در تائیتی تشخیص داده و حدود 100 نفر از انها را انتخاب کرده و با خود برد . بدین طریق, دومین مهاجرت اجباری انها محسوب می شد و ان تعداد نیز که باقی ماندند با مشگلات تازه ای مواجه شدند . ماجراجویی به نام " داتروکس – بورنایر " خود را به انجا رسانده و ادعا نمود که ان جزیره را حاکم تائیتی خریده است و به همین دلیل مالک انجاست و چنان ان بدبختهای بیچاره را اسیر خود نمود که تصورش هم مشگل است . انها ذاتا" ادمهای صلح طلب و ارامی بودند و انقدر فشار به انها امد که مجبور به طغیان شدند و " داتروکس " راکشتند . بعدها ان جزیره جزء مایملک خانواده " برندر " قرار گرفت و در سال 1888 انجا را به کشور شیلی فروختند که حالا نیز در اختیار ان کشور قرار دارد .

    " راز مجسمه های ایستر "

    وقتی در مورد جزیره " ایستر " فکر می کنیم بلافاصله به یاد ان کله های سنگی عظیم می افتیم که از سنگهای اذرین تراشیده شده و جزء عجیب ترین یادگارهای بجا مانده محسوب میگردند که تا امروز در جایی کشف شده است . 300 عدد از ان کله های سنگی را در دهانه تنها کوه اتش فشان موجود در انجا تراشیده و سپس تا فواصل حدود 16 کیلومتری جابجا نموده و در جاهای مورد نظر نصب نموده اند . بعضی از ان کله های غول پیکر حدود 30 تن وزن دارند – ارتفاع انها بین 4 تا 22 متر است ولی یک کله حجاری شده ناتمام باقی مانده است که قد ان کمتر از 55 متر نمیباشد . وقتی از بومیان در مورد مبدآ زمانی و دلیل کندن ان کله های سنگی سئوال شد – هیچ کدام قادر به پاسخ دادن نشد . دلیل ان بدون شک این بود که افراد باسواد و بامعلومات انها به همراه شاه اسیر و از ان منطقه برده شده بودند . اگر انها زنده مانده بودند شاید حقایق زیادی از گذشته دور اجتماع خود و شاید هم اسرار امیزترین تمدن روی زمین را برای ما بر ملا میکردند . غیر از کله های سنگی تعدادی لوح چوبی با نوشته هیروگلیف امریکایی ماقبل کریستف کلمب نیز در انجا کشف شده اند که چوب انها بومی نمی باشد و همچنین اخیرا" نوشته ای در دره " ایندوس " کشف شده است که متعلق به 3000 سال قبل از میلاد است.! برای مدت طولانی چنین تصور می شد که ان الواح غیر قابل کشف رمز هستند, اما کلید رمز انها توسط همان اسقف " جاسن " که انها را از قید و بند " پرو "یی ها نجات داد کشف شد – اما از نظر علم پوشیده بماند , تا اینکه انسان شناس المانی بنام " تامس بارتل " تحقیقات بیشتری در این رابطه بعمل اورد . وی در سال 1953 به تعدادی از یاداشتهای اسقف " جاسن " دست یافت – او با پرس و جو کردن از بومیان اسیر تائیتی در مورد لوح هایی که بومیان " الواح اعلان " مینامیدند, اطلاعاتی بدست اورده و تا حدودی موفق به کشف رمز انها شده و یاداشت برداری کرده بود, " تامس بارتل " بدون فوت وقت راه افتاد تا بقیه یاداشتهای اسقف " جاسن " را پیدا نماید . سازمان مقدسی که "جاسن" به ان تعلق داشت, دارای ستادی در " برین – لو – کامت " بلژیک بود . اما وقتی " تامس بارتل " به انجا رسید به وی اطلاع دادند که ستاد پدران روحانی به جای دیگری انتقال یافته است – جستجوهای وی بالاخره او را به صومعه "گروتافراتا" واقع در پای تپه های "البان " کشاند و او موفق به یافتن بقیه یاداشت های با ارزش شد . قسمت اعظم یاداشتهای پدر روحانی به سبک نگارش " باستر وفدان " قید شده بودند – یعنی یک خط از سمت چپ به راست و سطر بعدی از راست به چپ نوشته شده بود و اغاز مطالب از خط زیرین به بالا بود و خطوط یک درمیان نیز وارانه نوشته شده بود . در بخشی از ان چنین میخوانیم : انها از " رنجیتی " امده و پا به خشکی گذاشتند و روحانیان ما را بسوی خدای رنجیتی راهنمون شدند .. این موضوع ثابت می کند که بومیان جزیره " ایستر " منشاء " پولینزی " داشتند و در حدود 1000 تا 1300 میلادی از جزایر پولینزی که گرفتار انفجار جمیعت بوده اند به انجا مهاجرت کرده اند – خصوصا" از ریاتی یا همان رنجیتی – بدین طریق مشخص می شود که ان کله های سنگی بر خلاف تصورات قبلی چندان باستانی نیست ( در حدود 1000 تا 700 سال پیش ) و قدیمترین انها احتمالا در تاریخ 1250 میلادی حجاری شده است و شاید به عنوان سمبل اجداد با عظمت خود محسوب شده و دارای ایین و مراسم قربانی انسان نیز بودنده اند . حالا یک معما باقی میماند و ان در این موضوع است که ان جزیره نشینان چگونه توانسته اند ان کله های سنگی عظیم را در مسافت طولانی حمل نموده و در محل مورد نظر نصب کنند.؟ پرفسور " تور هییردال " سرپرست تیم تحقیقاتی " کان تیکی " ادعا مینماید که ان کله های سنگی را به وسیله طنابهای بافته شده از الیاف نخل رافیا و الیاف سایر گیاهان به روی کنده های درختان مهار نموده و در روی سطح شیبدار با بستر سنگهای صاف و ماسه به جلو کشیده اند . اما بومیان جزیره درختی نداشتند تا از تنه های ان وسیله غلطان بسازند, زیرا زمین جزیره سنگی است و خاک چندانی ندارد تا بتوان درختی را به بار اورد . حقیقت اسرار امیز دیگر این است که صورت بعضی از کله های سنگی را جهت مخالف برگردانده اند و تعدادی نیز ناتمام رها شده است . به عقیده بعضی از دانشمندان قابل قبولترین توجیه ان امر این است که یک انقلاب مذهبی به وسیله نسل های جدید به وقوع پیوسته و عبادت به سیاق پیشینیان را منسوخ نموده است . در هر صورت این پایان شگفتی جزیره ایستر نیست, در اینده ارتباط ایستر را با اتلانتیس بازگو خواهم کرد – تئوری دیگر و نظری دیگر درباره " ایستر جزیره الهامات " .

  17. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  18. Top | #9
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    میگویند این بناء اولین ساخته مشترک انسان و جن است . برای جهانگرداني كه به اردن سفر ميكنند، پس ازديدار از شهر پترا وآثار باستاني «جرش»قلعههاي عجلوان و امقيس، آمفي تئاتر روماني فيلادلفيا،غار اصحاب كهف و درياچه بحر الميتدر سواحل زيباي عقبه با اقامت در هتلهاورستورانهاي مجهز در سواحل زيباي عقبه بهتفريح و استراحت ميپردازندشايد باورش مشكل باشد، اما هر ساله، هزارانتوريست از كشور كوچكيمانند اردن ديدارميكنند، كشوري كه حدود 50سال پيش بارهايي از تحت حمايتانگليس به نام «پادشاهياردن» رسميت يافت. اما به چه دليل هزارانتوريستدر سال از «اردن» ديدن ميكنند؟

    « پترا ؛ شهری سنگی که با کمک اجنه ساخته شد »

    معروفترين آثار باستاني اردن محلي است بهنام «پترا» كه در سال 1812ميلادي، يكجهانگرد سوئيسي به نام «جان ژان لودريك» در226 كيلومتري جنوبشهر «امان» مركز اردن،آن را كشف كرد. پس از آن، اين كشف باعثرونق «پترا» شد و در دوره معاصر جهانگردانبيشماري در هتلهاي مجهزي كه از سويوزارتتوريسم احداث شده بود، اقامت كردند;بخش خصوصي نيز با كوشش فراوان بهارائهخدمات گردشگري پرداخت. در زمانهايگذشته و بيش از دو هزار سال پيش،هنگاماحداث شهر پترا، اجنه به انسانهاي ساكن آنمنطقه كمك كردند . شهر پترا درهها و گذرگاههاي به عمق2000متر و طول يك كيلومتر به نام «ضميق» ياتنگه، دارد. دانشمندان درههاي عميق باقيمانده، را از زمينلرزههاي دوران پيش از تاريخدانستهاند . در دو طرف تنگه «پترا» كتيبههايباستاني حكاكي شده و صدها ساختمان، آرامگاه،سالن و تالارهايتدفين مردگان، معابد،پرستشگاهها و تخته سنگهاي كنده كاري شدهازدورانهاي گذشته وجود دارد.هنگام طلوع و غروب آفتاب، سنگهاي قرمزشهر پترا با تغيير رنگ مناظرزيبايي را به وجودميآورند . در ارتفاعات جبل هارون، آرامگاه هارونبرادر حضرت موسي، قرار دارد. آمفيتئاتري باضريحي به سبك رومي و با گنجايش سه هزار نفردر بخش ديگر شهر واقعاست . جهانگردان براي ديدن اين منطقه به اردنميروند، منطقهاي كه داري آب وهواي معتدل،چشم اندازهاي طبيعي، آثار تاريخي ازرشمند وسواحل زيبايي عقبه،در كنار درياي سرخ،بحرالميت، شنهايسرخ و روان صحرا وصخرههاي سر به فلككشيده ميباشد .

    تاريخ پترا

    شهرباستاني پترا ديرينهاي بسيار قديمي دارد.در سال 106 بعد از ميلاد اين شهروارد مرحلهايجديد از تاريخ شده است و «كورنليوس پالما»فرماندار سوريه بهشهر پترا پايتخت «ناباتايي»يورش برده و آنجا را به سرزمينهاي تحت سلطهرومضميمه كرد و اين سرزمين را ايالت عربي رومناميد . اكنون اين شهر را شهر سنگي گمشده نامنهادهاند. در واقع سازندگان و ساكناناوليه اينشهر مشخص نيستند، اما عدهاي معتقدندموجودات فضايي و فرا زمينياين شهر سنگي وصخرهاي را ساختهاند، زيرا در توان بشر اوليه وبدون امكاناتنيست كه چنين شهري را بنا وطراحي كرده باشد، گرچه عدهاي ميگويند: درزمانهاي قديم روايت است كه «جنها» بهانسانها در بالا بردن اين بناكمك كردهاند، اماعدهاي ديگر ميگويند: اگر اين فرضيه درستباشد، پس فراعنههم با كمك اجنه و موجوداتفضايي اهرام خود را بنا نمودهاند .

    اين شهر تمام سنگي، از سنگهاي شني وصخرههاي صحرايي تراشيده شده منحصربه فردتشكيل شده و يكي از جالبترين معماريهايقرن اول ميلادي محسوبميشود. در آن دوراناين شهر به خاطر واقع شدن در جاده ابريشم ازاهميتخاصي برخوردار بوده است و اهميتآن در واقع به خاطر ارتباط كشورهايآسيايمانند، چين و هند به كشورهايي چون يونان،سوريه و مصر بوده است . البته تاريخچه اين شهر به قبل از ميلاد ميرسد . طبق اسناد تاريخي، «كمبوجيه» شاه بابل پسرارشد كورش بزرگ در سال 530 قبلاز ميلادبعد از اينكه پدرش كشته شد، خود را شاه بزرگكشورها ناميد و برايلشكركشي و حمله به مصرعازم جنگ شد. او در هنگام عبور لشكر از صحراياردن ازشهر سنگي عبور كرد و آنجا را مركز آثارباستاني جهان ناميد . خسرو، پادشاه ايران، نيز بعد از حمله به خاكروم و تصرف انطاكيه، شهر سنگيپترا را تصرف كردو به اين ترتيب تا مدت زيادي شهر پترا متعلق بهايران بود.پترا تاريخ باشكوه تبديل شدن، قوم بيابانگردنبطيها به شهر نشينان بود، كهشهر خود را دردرون صخرهها ايجاد كرده و يكي از بزرگترينجامعههاي شهريدوران باستاني را به وجودآوردند .

    مجسمه مارکو

    در شن زارهاي جنوب اردن، شهر اردن يكمركز مهم بازرگاني در نيمه راه،ميان درياي سرخو بحرالميت محسوب ميشود . اكنون باستان شناسان با تحقيق و بررسيتوانستهاند كه از اين شهر سنگيانواع و اقساموسايل زندگي و مجسمههاي مربوط به دوران قبلو بعد از ميلاد رابيابند. براي مثال يك هياتباستانشناسي فرانسوي در جريان كاوشها درشهرباستاني مشهور پترا در جنوب كشور اردن يكسر متعلق به يك مجسمه «ماركوآئورليو» امپراتوررم متعلق به قرن دوم ميلادي را كشف كرده، كهكاملا سالممانده است. اين سر كه 50 سانتيمترارتفاع و 35 سانتيمتر پهنا دارد، درمنطقهاي ازپترا كه در آن كاخ قرار دارد كشف شده است.

    اینجا شهر اجنه هاست

    شهر باستاني پترا براي بناهاي باشكوهش كه دردل صخرهها تراشيده شدهاند،شهرت بسيار دارد.به گفته باستان شناسان اين سر در جريان يك زلزلهدر قرنچهارم قبل از ميلاد از پيكر اصلي مجسمهجدا شده است . قصرالبنت در شهر پترا از مكانهايي است كه بهعقيده محليها، ساخته دست بشرنيست; بلكهموجودات فرا زميني در ساخت اين قصر سنگيدست داشتهاند و حتيبسيار معتقدند ساليان سالافراد فرا زميني در اين قصر زندگي ميكردند وبدون جاگذاشتن اثري از خود آنجا را ترك كردهو از زمين رفتهاند. در آنجا زماني كهبا محليها بهصحبت مينشيني، همه شان از «اجنهها» صحبتبه ميان ميآورند . آنها ميگويند شبها، اين منطقه پر از اجنهاست و ما صداي آنان را ميشنويم،همين امرباعث شده كه توريستها در شب براي ديدن بهآنجا نميروند. همچنينشايعه وجود اجنه در پتراشهري كه به شهر «اجنه» نام گذاري شده،باعثگرديده است كه توريستها به صورت دستهجمعي به ديدن آن منطقه بروند،حتي محليهاهم براي ورود به منطقه سنگي پترا ميترسند، ازاين رو به صورتدسته جمعي از شهر اجنه ديدنميكنند . باستان شناساني كه به اينمنطقه براي كاوش وتحقيق رفتهاند، سر و صداهاي عجيب در اينمنطقه راتاييدكردهاند.

    مطلب از مجله خانواده سبز

  19. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


  20. Top | #10
    Moh@mm@d-SAT

    پیش فرض

    پترا(2)
    چند عکس از میراث جهانی یونسکو در اردن


    1.

    2.

    3.

    4.

    5.

  21. 2 کاربر برای این پست سودمند از Moh@mm@d-SAT عزیز تشکر کرده اند:


صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
بانک ست انجمن تخصصي ديش وريسيور SAT2HD سايت تخصصي ماهواره Mahvareh انجمن DVB98 انجمن ماهواره وتعميرکاران FIXSAT سايت ماهواره و شيرينگ TCSAT انجمن ماهواره AzarSat سايت انجمن IRAN HD سايت انجمن PersianOffline سايت انجمن FARS SAT سايت رسمي استارست سايت رسمي istar سايت رسمي ايکلاس سايت رسمي استارمکس سايت رسمي استرانگ سايت رسمي تيتانيوم سايت رسمي استاريکس سايت رسمي ديسکاوري سايت رسمي تايگر سايت رسمي دريمباکس سايت رسمي اسکار سايت رسمي ايکس کروزر سايت رسمي مديا استار سایت حرف ناب بزرگترین مرجع سخنان بزرگان سايت رسمي نکست

سایت ماهواره مای کسری سایت پلاست  سایت ماهواره پلاست  انجمن جیشیر  بازکردن کانالهای قفل شده بازکردن کانالهای کارتی ماهواره خريد شيرينگ هوايي تمدید اکانت هوایی و اینترنتی خرید شیرینگ هوایی و اینترنتی گلوبال  خرید اکانت هوایی ماهواره فروش اکانت جیشیر  خرید اکانت جیشیر  خرید اکانت gshare تمدید اکانت جیشیر  فروش اکانت gshare  خرید شیرینگ هوایی و اینترنتی ای ستار istar خرید شیرینگ هوایی و اینترنتی رسیور  فروش شیرینگ اسکار ومدیااستار تمدید شیرینگ هوایی و اینترنتی  تمدید اکانت شیرینگ هوایی و اینترنتی اسکار خریدد شیرینگ رسیور وماهواره تمدید شیرینگ هوایی استارمکس  تمدید و خرید شیرینگ هوایی واینترنتی استارست  فروش اکانت اینترنتی و هوایی  خرید شیرینگ استارمکس 100 تمدید شیرینگ هوایی 8800 تمدید شیرینگ هوایی و اینترنتی ایکلاس خرید اکانت رسیور استارست .ایکلاس تمديد شيرينگ هوايي و اينترنتي رسيور خريد شيرينگ هوايي و اينترنتي رسيور خريد اکانت هوايي و اينترنتي رسيور تمديد اکانت هوايي و اينترنتي رسيور تمديد شيرينگ هوايي و اينترنتي استارمکس فروش شيرينگ هوايي و اينترنتي استارست تمديد شيرينگ هوايي و اينترنتي استاريکس تمديد شيرينگ هوايي و اينترنتي مديااستار باز کردن کانالهاي بين اسپرت باز کردن کانالهاي قفل شده باز کردن کانالهاي کارتي  خريد اکانت هوايي و اينترنتي استارست تمديد اکانت هوايي و اينترنتي استارست تمديد شيرينگ هوايي و اينترنتي استارست فروش شيرينگ هوايي و اينترنتي استارمکس خريد اکانت هوايي و اينترنتي استارمکس تمديد اکانت هوايي و اينترنتي استارمکس

سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر سایتهای برتر
تمدید اکانت گلوبال تمدید شرینگ گلوبال خرید اکانت گلوبال تمدید اکانت هوایی تمدید اکانت اینترنتی خرید اکانت هوایی تمدید اکانت رایگان