فروش اکانت جی شیر









فروش اکانت جیشیر، (Gshare.ir) با کيفيت ترین اکانت و ارزان ترین و مطمئن ترین و تنها اکانت رسمی دنیا
باز کردن کلیه کانالها درتمامی جهات 3d-hd
برای خرید فقط و فقط از سایت اصلی شرکت اقدام فرمایید. شرکت جیشیر (Gshare.ir) جز در سایت رسمی که تبلیغاتش را در سایت میبینید ، هیچ سایت دیگری ندارد
آدرس سایت رسمی شرکت : WWW.GSHARE.IR
شرکت جیشیر(Gshare.ir) اکانت های زیر یک سال ندارد
مواظب سایتهای کلاه بردار باشید


فعال کردن آمار انجمن

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. Top | #1
    Mr.EL po

    پیش فرض عکس: دبستان يادش بخير چه قدر زود گذشت

    عکس: دبستان يادش بخير






    کاش اولین روز دبستان بازگردد
    کودکی ها شاد وخندان بازگرد

    بازگرد ای خاطرات کودکی
    برسوار اسبهای چوبکی

    خاطرات کودکی زیباترند
    یادگاران کهن ماناترند

    کاش اولین روز دبستان بازگردد
    کودکی ها شاد وخندان بازگرد

    بازگرد ای خاطرات کودکی
    برسوار اسبهای چوبکی

    خاطرات کودکی زیباترند
    یادگاران کهن ماناترند

    درسهای سال اول ساده بود
    آب را بابا به سارا داده بود

    درس پند اموز روباه وخروس
    روبه مکارو دزد وچاپلوس

    روز مهمانی کوکب خانم است
    سفره پر از بوی نان گندم است

    کاکلی گنجشککی باهوش بود
    فیل نادانی برایش موش بود

    باوجود سوزو سرمای شدید
    ریز علی پیراهن از تن می درید

    تا درون نیمکت جا می شدیم
    ما پر از تصمیم کبری می شدیم

    پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
    یک تراش سرخ لاکی داشتیم

    کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
    دوشمان از حلقه هایش درد داشت

    گرمی دستانمان از آه بود
    برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

    همکلاسی های درد ورنج وکار
    بچه های جامه های وصله دار

    بچه های دکه سیگار سرد
    کودکان کوچک اما مرد مرد

    کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
    جمع بودن بود وتفریقی نبود

    کاش میشد باز کوچک می شدیم
    لااقل یک روز کودک می شدیم

    یاد ان آموزگار ساده پوش
    یاد آن گچها که بودش روی دوش

    ای دبستانی ترین احساس من
    بازگرد این مشقها را خط بزن

    درسهای سال اول ساده بود
    آب را بابا به سارا داده بود

    درس پند اموز روباه وخروس
    روبه مکارو دزد وچاپلوس

    روز مهمانی کوکب خانم است
    سفره پر از بوی نان گندم است

    کاکلی گنجشککی باهوش بود
    فیل نادانی برایش موش بود

    باوجود سوزو سرمای شدید
    ریز علی پیراهن از تن می درید

    تا درون نیمکت جا می شدیم
    ما پر از تصمیم کبری می شدیم

    پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
    یک تراش سرخ لاکی داشتیم

    کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
    دوشمان از حلقه هایش درد داشت

    گرمی دستانمان از آه بود
    برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

    همکلاسی های درد ورنج وکار
    بچه های جامه های وصله دار

    بچه های دکه سیگار سرد
    کودکان کوچک اما مرد مرد

    کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
    جمع بودن بود وتفریقی نبود

    کاش میشد باز کوچک می شدیم
    لااقل یک روز کودک می شدیم

    یاد ان آموزگار ساده پوش
    یاد آن گچها که بودش روی دوش

    ای دبستانی ترین احساس من
    بازگرد این مشقها را خط بزن


    يادش بخير




  2. # ADS
     

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •